ما را به کجا می برند؟

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

چهر ه های ماندگار 

 

این یادداشت را باید همان ده ماه پیش می نوشتم. ولی قسمت این بود  که این هفته در طلیعه ی ماه مبارک رمضان برایتان بنویسم. بهتر؛ تذکری باشد برای همه مان؛ خودم و خودمان.

 

 

کاغذ بریده ای که در بالا می بینید متعلق است به یکی از هفته های ارزشی و خفن که با بودجه ... و با کادری مذهبی و انقلابی منتشر می شود. این هفته نامه در کیوسک های روزنامه فروشی توزیع نمی شود و برای مخاطبین خاص در سراسر کشور ارسال می شود. در شماره دوشنبه 10 آذر 82 در صفحه هنری این مجله، به مطلب بالا برخوردم که مصاحبه ای بود با یکی از بازیگران سریالی که هر شب در ایام ماه مبارک رمضان از تلویزیون پخش می شد. این که کلا مصاحبه با یک همچون شخصیتی در این نشریه چه وجهه ای دارد، پیشکش. در مقدمه این مصاحبه به عبارتی برخوردم که تن و بدنم را لرزاند:

اینک نیز او با خاطره ستار بیابانی در سریال «فقط به خاطر تو» در یاد روزه دارانی که پای سفره افطار روزه شان را باز می کردند، ماندگار می شود.

شاید شما هم مثل من این مطلب را دیده و یا هزاران مطلب مشابه را در طی این سال ها با این لحن و محتوی جای دیگر خوانده باشید. آن قدر خواندن این عبارات بر من گران آمد که همان جا هر چه فحش و فضیحت بود -به قول آن عزیز- نثار خواهر و مادر گلدان های باغ چه نشریه شان کردم.

شما چه فکر می کنید؟ به نظر شما چند ایراد منطقی و اعتقادی در این جمله وجود دارد؟ به نظر شما مسئولین فرهنگی ما چه قدر به این چیزها حساس هستند؟

البته اجر کسانی که بتوانند بیشترین تعداد ایراد را از جمله مذکور در بیاورند محفوظ است. ولی همین قدر می گویم که کسی که به راحتی چنین جمله ای (و چنین جمله هایی) را فرمایش می کند آن قدر استحاله شده که مطمئنم همین حالا هم محال ممکن است قبول کند چه در و گهری باریده است!

آقا جان! چرا باید یک دلقک تلویزیونی، نزد بنده که پای سفره افطار می کنم ماندگار شود؟ مگر سفره همان تلویزیون است؟ مگر بنده موظفم روزه خود را پای تلویزیون افطار کنم؟ نکند خیال کرده اید که این مار خوش خط و خال آن قدر خودسازی کرده است که بتواند در لحظات حساس و کلیدی افطار بنده را به حظ معنوی برساند؟ مگر برنامه های تلویزیون در ماه مبارک رمضان با وضو ساخته می شوند و یا بازیگرانش را آب می کشند که حالا در آن ماه مبارک تأثیر متفاوتی داشته باشند؟ به خدا که اگر رویشان می شد بین اشهد ان علیا ولی الله و حی علی الصلوه اذان (به بهانه تنوع و گشایش مزاج) آگهی بازرگانی پخش می کردند. واقعا ما به کجا می رویم؟ یا بهتر: ما را به کجا می برند؟

آقای عزیز! برادر من! شما که فکر نمی کنید بنده (و جسارتا) امثال بنده آن قدر احمق باشیم که بر فرض اگر بهره ای از روزه و امساک معنوی خود از خوردنی و آشامیدنی و گفتنی و... نصیبمان شده باشد، برای رفع خستگی و کسالت عبادت و پیمودن راه تقرب به درگاه الهی (!)، کمی از لحظات بعد از اذان و افطار خود را آنتراک اعلام کرده و خود را مقابل این جعبه ی سامری سفیانی وا دهیم؟ پس اصلا روزه به چه دردی می خورد؟ اگر روزه می گیرم و نمی توانم شهوت دیدن تلویزیون را در خودم خاموش کنم، پس این چه روزه ی نافعی است؟ اگر نتوانم ردپای شیطان را در صورتگری های این رسانه هفت خط و خال ببینم چه حاصل از زهد و تقوا؟ به قول مولا: حبذا نوم الاکیاس و افطارهم: خوشا خوردن و خوابیدن آدم های زیرک. لااقل سر خودشان را کلاه نمی گذارند.

ماه مبارک رمضان همیشه برایم به معنی دوری از موسیقی و تلویزیون بوده است. هر چند که اصولا ما مبتلائان عصر تجدد سخت بتوانیم خودمان را از دنیا و ما فیها قیچی کنیم. اما تمرین این فریضه، در این ماه لااقل آسان تر است که شیطان دست و پایش در زنجیر است؛ اگر امثال این اخوان شیاطین بگذارند...

گفتم ماه مبارک و مولا، یادم به شب های قدر افتاد که اگر همه شب، شب قدر بودی، شب قدر بی قدر بودی. دم را غنیمت...

کمین و مکر شیطان را هم دست کم نگیریم. همین

 

التماس فراوان دعای خیر

یاعلیش

 

 

 

* از برادرانم احسان و ابوذر که در مورد مطلب هفته ی پیش اظهار لطف کردند و نظرات خودشان را مرقوم فرمودند به طور خاص تشکر می کنم. ثم اهتدیت.

 

** برای اجرای برنامه هایی با موضوع شهدا و دفاع مقدس نیازمندی های زیر را اعلام می کنم. دوستان اگر نهاد، موسسه یا دفتر و نوارخانه و کلوپی را می شناسند که می توان این موارد را از آن جا تهیه کرد حتما با خبرمان کنند:

فیلم یا نوار صدای شعر خوانی مرحوم ابوالفضل سپهر

موسیقی های مرتبط و مناسب جهت اجرای مقاله

افکت های صوتی جنگی (آژیر قرمز و اعلام خطر، صدای ضد هوایی و هواپیما و ...)

مارش های عملیاتی و نظامی

 

*** در همین رابطه ها و چیزهای دیگر:

نامه سید محمد انجوی نژاد به مهندس ضرغامی

 

/ 15 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خیبریان

بسم رب الشهدا . سلام آقاسيد حلول ماه مبارک رمضان را تبریک عرض می نمایم فليم مستند از گروه روايت فتح چنتای موجود هست همچنين عکس آگر خواستيد در جريان بگذاريد تا برايتان بفرستم .

حامد كاربيست

سلام قرار بود معنی يا عليش رو بهم بگی.......بنده تازه از مشهد اومدم ..برای شما هم دعا کردم ..جدی جدی ميگم

حامد كاربيست

با گفتاری از شهيد آوينی و بمناسبت حلول ماه مبارک بروز کردم

سماوات

سلام سید عزیز - من به طور اتفاقی به صفحه شما راه پیدا کردم - چندتا از مطلبها تون را خوندم و لذت بردم - خدا توفیق بده که بتونی هرچه بهتر تو این راه کارکنی - منهم یه یکسال و نیمی هست که دارم کار می کنم تو این راه . اگه دوست داشتی به ما هم سر بزن و ما را هم همراهی کن - باتشکر سماوات

حسين

سلام آقا سيد ماه رمضان مبارك البته مبارك نگم هم مباركه . ميگما هر وقت پاي گوساله سامري افطارتو باز كردي التماس دعا D: آقا من حال ميكنم با اين وبلاگ كوبنده ت . خلاصه حظ و بهره اوليا رو از اين ماه ببري ايشالا . التماس دعا

امين

سلام. اين خونه ی جديد امکانات خيلی خوبه. البته چون با سی شارپ نوشتنش يه کمی با ادبلاکر ها مشکل داره و نمی ذاره پنجره پيام باز بشه براشون. البته خوبيش اينه که چون تازه کاره ايراداش رو دارن حل می کنن. فعلا تبليغ هم نداره. صفحه ی پيام های ديگرانش هم که ديدی چقدر امکانات داره. تازه اگه عضو سايت باشی می تونی پيام هايی رو که تو سايت گذاشتی رو وبلاگ های ديگه پاک کنی. اينش برای اذيت خيلی خوبه. يه سر بزن بدون شکلک نظر بده اسباب‌کشی کنم يا نه. از اول هم هومدم همين يه جمله رو بگم!

باشد تا بعد ...

سلام سید جان . ماهم می گیم اون چیزی رو که بقیه گفتن فقط این رو بدون که هرچی هست زیر سر این صهیونیست ها و یهودی های عوضی است . بهرحال مارا دعا کن و تمام فلسطینی هایی که زیر دست اونا دارند له می شن . ان شاالله قیام مهدی نزدیک است . فی امان الله .

امين

متن آرماگدون به اين مطلب ربطی نداره؟

خاکسار آستان علی

زهی معرفت! آقا ما خیلی وقت بود که مانده بوديم اين درد را کجا ببريم و از اين دين فانتزی نزد که شکايت کنيم... دمت گرم. اینجور مواقع همیشه تنها کاری که توانسته ام بکنم رحمت خواندن به سید مرتضی بوده... خدا رحمتت کند بنده خدا. نمی دانم چرا از آنهمه معرفت که انباشته بودی انفجار اتفاق نمی افتاد؟!!! و نمی دانم چرا اينقدر کار را گذاشتی و رفتی؟