دنياي احمق‌ها

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

 

 

ما كه براي خودمان مثلا سيد سوم باشيم و كلهم سالي يك بار وقت مي كنيم كه به شبكه جهاني پيوند بخوريم، هرگز چنين فرصتي را بدون كوبيدن مشت محكم و اين‌ها هدر نمي دهيم. فلذا اين هفته به بزرگواري خودمان جور اين داداش وسطي (كه به سلامتي خودمان در كمال ناباوري دستش را ناجور بند كرديم جاهاي خوب خوب!!) را مي كشيم و مرتضي و ما را به روز مي كنيم. اما مشت محكم:

 

 

 

توي اين دنياي ديوانه‌ي ديوانه‌ي ديوانه،‌چيزي كه زياد پيدا مي شود «احمق» است.

اين طرف و آن طرف، سر كه بچرخاني،‌ تا دلت بخواهد احمق است كه مثل ريگ ريخته در شوره‌زار كويري اين دنيا.

آمريكايي و ايراني هم ندارد. حماقت مطمئناً ارتباطي با ن‍ژاد و رنگ پوست و لهجه و زبان پيدا نمي‌كند.

 

عقل احمق ها به چشمشان است. احمق از تفكر و تجزيه و تحليل وقايع و رويدادها عاجز است. در بي خبري سير مي كند و همچون كرم ابريشم از بزاق دهان خود پيله اي دور خود مي تند و در آن گرفتار مي شود.

 

عقل احمق ها به چشمشان است. حتما بايد ما را ببينند تا از وجودمان باخبر شوند. هيچ برهان و استدلالي نمي تواند يك احمق را به اين حقيقت واقف گرداند كه دوره‌ي زور و زورگويي و زور مداري در جهان با انفجار نور به پايان رسيده است و عصر ديگرباره‌ي بعثت انسان تحت لواي يگانه پرچمدار حق و حقيقت مدت‌هاست كه آغاز شده.

 

احمق ها حتما بايد ما را ببينند تا از وجودمان باخبر شوند.

به اميد پايان دادن به هر چه حماقت و نفهمي در عالم است، ‌پنجشنبه، بيست و دوم بهمن‌ماه، در خيابان‌ها براي تماشاي احمق هاي بي خبر دنيا راه خواهيم پيمود.

 

با ما باشيد.

 

ياعلي مدد

 

 

 

 

 

پ.ن:

 

انتشار آگهي تسليت در روزنامه‌ها براي درگذشت كسي،‌ نمي‌تواند نشان‌گر اهميت آن فرد در زمان حياتش باشد. روزنامه جاي ريا و تعارف است. پخش خبر از صدا و سيما هم خالي از دروغ و دغل نيست. اما تشييع جنازه، اداي احترام مستقيمي است كه آشنايان و دوستان و طرف‌داران به متوفي نثار مي دارند.

بعد از تشييع جنازه‌ي صياد شيرازي و صابري فومني، شلوغ ترين همايش روان خياباني‌اي كه شاهد بودم، تشييع علاقمندان بود. مردي كه بيست سال هر چه خوبي در آموزش و پرورش اين كشور به پا شد به نام او زدند و در‌آخر عمر چقدر ناسپاسانه قدرش دانستند.

آقاي وزير! مردم در تشييع جنازه‌ي او حق مطلب را ادا كردند. مطمئن باشيد كسي به زور به تشييع جنازه‌ي شما نخواهد آمد. حتي اگر وزير باشيد.

 

مطلب زير را،‌ كورش علياني، چهارشنبه، 7 بهمن، 1383، در وبلاگش نوشته بود:

 

«شنيدم كه جعفر علاقه‌مندان، معاون وزير آموزش و پرورش سكته‌ی مغزی كرد و از دنيا رفت. اين را هم شنيدم كه وزير پس از سكته و پيش از مرگش، او را عزل كرده بوده است. علت شتاب هم اين بوده كه به خواست مجلسيان گردن نهاده باشد. نمی‌دانم اين شنيده‌ها چه اندازه درست اند، اما می‌دانم كه علاقه‌مندان از معدود آدم‌هايی بود كه در اين وزارت‌خانه‌ی عريض و طويل كاره‌ای بودند و سرشان به تنشان می‌ارزيد، وقتی اين شنوده‌ها را كنار اين دانسته‌ام می‌گذارم، خبری كه به من می‌دهند، خبر از پستی نامحدود و عجيب آدم‌ها است.

دوستان! دش‌منی كه پی عزلش بوديد، از دار دنيا عزل شد، كافی است يا باز هم بيش‌تر می‌خواهيد؟ تا مرگ من را و تو را در كجا در بر گيرد.»

 

 

 

 

/ 13 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سيدسوم

تا ما تيتر مطلب را بفرستيم و بعدش اصل آن را مشكل فني پيش آمد. فلذا دوستان تيتر را خوانده و متن را نخوانده نظر داده اند. جناب سر در به گريبان! ما آنقدر ها هم روي آي كيوي شما حساب نمي كنيم. كاملا مطمئن باشيد. ياعلي مدد

آقا طييب.

فقط پس فردا که احمقا شاخ شدن هممون باشيما قبول؟

رحيم

رفيق شفيق نيمه راه سر راهي! ...خان تنهاي تنها! عرض سلام و ادب بي دريغ از هر گونه افاضات لري. اينكه الان مشغول ته امر بچه داري و خانه داري مي باشم.چرا كه بزرگترها رفته اند و من مانده ام و چهار سر عائله كه چه ميكنند اينها.خلاصه اينكه تازه دو ماه نگذشته سه تا بچه دارم. دو تا دختر و يك پسر. البته نگو پسر بگو دراكولا.خلاصه اگر ميدانستم كه ظرف شستن هاي پدر زنمان در يزد در انتها به شستن ظرف هاي نهار و شام ميانجامد همان حديث پشت دست و داغ را پيش ميكشيدم.از اين كوچكتر درس عبرت بگير. در ضمن پسوورد ايدي ام را فراموش كرده ام . آدرس جديد ايميل من را به ذهن بسپار و از اين پس با آدرس جديد تماس حاصل نما. يا عليش!!!

مرتضی و ما

طييب جون! تو كه خودت توجيهي! معلومه كه هستيم. شايد جنگ خاتمه يافته باشد. ولي مبارزه هرگز پايان نخواهد يافت...

پاسداران

بسم الله . پست که محتوا پيدا کرد فکر کردم بروزرسانی جديدی است ! ذوق زده شدم و ديدم که نفر هفتم هم نيستم ! اما معلوم شد همان ژست قبلی بوده که وسط راه ، خورده بوده به ارور های سرور معلول جسمی وحرکتی و مغزی پرشين ! زيبا بود. يا حق .

سر به گریبان

بسم الله//قصد بی حرمتی نداشتم جناب سيد سوم٬اما اينطور غريب کشيم تو این وبلاگو با اين اسم و عنوان روا نيست//و من الله توفيق//يا حق

مرتضي و ما

حضرت سر در به گريبان! اصلا فكر نمي كنيم شما غريبه باشيد و مزاح فرموديم. شما هم ...

ع.ش.ق

پيشنهاد می کنم مهر سيد مرتضی رو از زير نوشته هاتون برداريد. درسته که دوست داشتن انسان رو به دنيای ديگران نزديک می کنه ولی نبايد اين تصور ايجاد بشه که ميشه به حقيقت دنيای ديگران دست يافت. (شايد برا همينه که علم فقه اينقدر مشکله؟) راستی سالروز شهادت سيد مرتضی يادمون بياريد بيايم عرض ادب :)

علــــــی انصــــــــاری

سلام دلاور /// بازهم ملت ديندار و غيور کشورمان به مانند سالهای قبل با حضور پرشور و ميليونی در راه پمايی ۲۲ بهمن ماه مشت محکمی بر دهان استکبار جهانی بويژه آمريکا و اسرائيل کوبيدند و بار ديگر به آنها فهماندند که ايم مردم هميشه پشت سر اين انقلاب خواهد بود /// اين آدمهای احمق هم ۲۶ سال تجربه کرده اند ولی مثل اينکه کمه !!! // يا علی

امین

سلام. يه همچين متنی در مورد حکاقت آمريکايی ها تو يه وبلاگ خوندم. اما هرچی می گردم پيداش نمی کنم. آدرس اون وبلاگ رو نداری؟