متن و حاشيه

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

1.

بلغ العلي بكماله

كشف الدجي بجماله

حسنت جميع خصاله

صلوا عليه و آله

 

2.

 

تبليغات در مترو 

 

 

 

*

عكس بالا علاوه بر بدون شرح بودن و بي نيازي از متن و حاشيه، به طور مستقيم و غير مستقيم به عكسهاي هفته‌ي پيش هم مي تواند مربوط باشد.

 

**

از اين كه مرتضي و ما كم‌كم به يك فوتوبلاگ تبديل شود اصلا ناراحت نباشيد. در هر صورت دنياي ديجيتال است و وسوسه‌ي تمام نشدني عكاسي رايگان!

 

3.

آقاي حريري از طرف آقاي جليلي از سوره برايمان نامه‌اي نوشتند كه پيش از هر چيز ديگر مجددا ثابت كرد: «ما ديده مي‌شويم»

بر خلاف توقع ما عمده‌ي حرفشان درباره‌ي مارمولك بود تا گل‌آقا. از تندروي ما در نظر دادن گلايه كرده بودند و از نفس كارمان، استقبال. ضمن تشكر از توجه ايشان معروض مي داريم كه هنوز پاسخ خاص و قابل توجهي درباره‌ي عدم پرداختن به گل‌آقا (ولو در حد يك خبر) از سوره دريافت نكرده‌ايم.

هر چند به نظر ايشان مارمولك فيلمي از كمال مصفاي تبريزي است و چون كمال تبريزي نقشي در ادب و هنر انقلاب داشته و كارهاي ديگري هم در كارنامه دارد بايد به او فرصت داد تا به مارمولكش منصفانه‌تر نگاه كرد (والله ربط جملات اين استدلال را به هم و به گل‌آقا نفهميدم) اما آقاي حريري تلويحا مسئله سابقه فعاليت و عمق كار فرهنگي گل‌آقا را در حد يك ساعت و نيم مضحكه روحانيت توسط يك كارگردان (حتي باسايقه‌ي) درجه دو پايين آورده و از پاسخ صريح و شفاف گريخته است. جبهه فرهنگي انقلاب (خودم را عرض مي كنم) دوست دارد دلايل نشريه‌ي جبهه فرهنگي انقلاب (سوره را مي‌فرمايم) را در مورد اين مسئله به طور واضح و آشكار بداند. شايد هدايت شديم.

 

4.

پرسمان از جمله‌ي معدود نشرياتي است كه با خواستگاهي از حوزه، تا اين حد در ميان قشر دانشجوي متدين و مسلمان تأثيرگزار بوده است. نشريات مشابهي همچون پگاه متأسفانه نتوانسته‌اند رابطه خود را با طيف وسيعي از بچه ‌حزب اللهي‌ها در دانشگاه برقرار كنند. از همين رو بايد پرسمان را قدر دانست.

در آخرين شماره پرسمان (شهريور 83) ضميمه‌اي هم ويژه‌ي ادبيات داستاني با عنوان فصل وصل منتشر شده است كه واقعا ارزش خواندن دارد.

قبلا در مطلب چند روايت معتبر از مصطفي مستور كمي درباره محمدرضا كاتب بد گفته بودم. (نه درباره‌ي ‌خودش كه درباره‌ي پستي اش) فكر مي كنم نظر دوستان درباره‌ي او با خواندن داستان كوتاه مصيبت در فصل وصل عوض شود. هر چند كه من او را از همان گنجشك و ماه دوست مي‌داشته‌ام.

 

5.

ديروز چندمين داستان سيستانم را خريدم. به جان هر كه مي پرستيد شمايي كه خودتان مي‌توانيد اين كتاب را بخريد چرا آن را از ديگران هديه مي گيريد؟!!

 

6.

مقامات مسئول با توقيف فيلم داستاني مستند فقر و فحشاء ساخته‌‌ي مسعود ده‌نمكي، آن را روانه بازار سياه كرد. به نظرم بر همه‌ي بچه‌حزب اللهي هاي بالاي بيست و يكي دو سال واجب است كه اين فيلم را در تنهايي ببينند. انقلابي‌گري‌تان گل نكند كه يك وقت پخش عمومي برايش بگذاريد! تأكيد مي‌كنم پخش اين فيلم در جمع‌هاي خصوصي، نيمه خصوصي و عمومي، به شدت مخرب است.

ظاهرا ما هنوز درباره نفس سينماتوغراف با خودمان به نتيجه نرسيده‌ايم.

حكايت «اسمش را نبر» شهر موشهاست كه همه مي‌دانند چيست و براي نترساندن بچه ها نيازي به بردن نامش نمي‌بينند.

 

7.

هميشه دلم مي‌خواست جايي داشتم كه مجبور نبودم در آن بنويسم! جايي كه هر وقت مي‌خواستم مي نوشتم و هر وقت نمي‌خواستم رهايش مي كردم.

صاد را براي همين راه انداختم تا تك جمله‌هاي ذهنم را آن‌جا ثبت كنم.

گفتم تا شما هم بدانيد.

 

8.

مجيد عزيز-ي- هم به موازي كاري افتاد! واقعا نمي دانم به چه فكر مي‌كند. اما گمانم حال و هواي فرهنگسراهاي شهرداري سر و گوشش را جنبانيده است. حتما بايد او را به حاج حسين معرفي كنم. فقط خدا آخر و عاقبت ما و وحيد را ختم به خير كند!! آمين.

 

9.

با اين نتايج درخشان به خيالم آن آشناي كوچكِ صادقِ ما دوباره بايد برگردد به كوير مركزي ايران. سفرت به خير اما...

 

10.

اين پراكنده نويسي ها دستاورد آخرين اكتشاف حقير در نحوه استفاده از تخته‌ي سفيد بر روي در اتاق است. همه‌ي وقايع مهم هفته -بر خلاف گذشته- حفظ و ذكر مي شوند. دوست دارم ادامه داشته باشد. تا چه دست دهد.

 

ياعليش

 

/ 23 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
hajreza

هوالمحبوب با سلام وب لاگ حاج رضا با انتقادی به کميته امداد امام که متولی خدمت به محرومين جامعه است به روز شد خوشحال می شوم ضمن مطالعه آن هرگونه انتقاد ونظری در خصوص این مطلب داريد مرقوم فرماييد . متشکرم

یک دوست

با سلام مجدد.منظور من از علمی مقالات دکتر رسول فرشادی و تا حدی بخش کتابخونه موازی است.

سيدصالح

يك دوست محترم! اميدوارم منظورتان مقاله سفيهانه‌ي روابط عاشقانه دختر و پسر نباشد! به تمام معني كلمه احمقانه بود. آقای دکتر ظاهرا به اندازه يک جانور شناس هم خصائل جنس نر و ماده و تعريف زيبايی را نمی فهمند. علم هم فهميديم يعنی چه!

دل شكسته

سلام...اينجا خيلی زيباست و در کنارش خيلی مطالب مفيدی دارد حتما به اينجا لينک خواهم داد البته با اجازه صاحبانش....فرارسيدن ماه شعبان و اعياد شعبانيه و همچنين هفته دفاع مقدس بر شما مبارک....*اَللّهُمَ الرْزُقْنا توفيقَ الشَهادَة*

خاکسار آستان علی

سلام عليکم. آقا اينجا يه خورده هم بگذره از اینجا يه خبر گذاری آبدار در می ياد. رمزی ننويسيد تا ما که در جريان نيستيم هم بفهميم چه خبره. وبلاگ بسيار وزينی است. خسته نباشيد. يا علی

ابوذر

ابوالفضل سپهر، شاعر جوان ادبيات انقلاب و پايداري، درگذشت. به گزارش خبرنگار «بازتاب»، سپهر، جانباز شيميايي كه در بيمارستان‌هاي تهران بر اثر ازكارافتادگي اعضاي بدنش بستري و تحت درمان بود، صبح امروز در بيمارستان قلب تهران، پس از مدت‌ها تحمل درد و رنج ناشي از جراحات جنگي، جان به جان‌آفرين تسليم كرد. گفتني است، از ابوالفضل سپهر، اشعار بسياري به جاي مانده كه معروف‌ترين آنها مجموعه شهر «اتل متل ...» مي‌باشد. روابط عمومي لشكر 27 محمد رسول‌الله(ص) طي اطلاعيه‌اي اعلام كرد، ساعت 30/7 صبح روز دوشنبه، 30/6/83، پيكر اين شاعر توانا از مقابل ستاد فرماندهي اين لشكر تا بهشت زهرا(س)، تشييع خواهد شد.

ابوذر

بسم الله . آسيد صالح اين را ببين ! دلت سوخت ، دعا کن . http://www.baztab.com/news/16225.php

تنهاترین

التماس دعا... التماس دعا... التماس دعا... التماس دعا... التماس دعا... التماس دعا...