کيندر گاردن

 

 

1.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

شيئان عجيبان هما ابرد من يخ

شيخ يتصبي، صبي يتشيخ

 

2.

صداي صفحه، تقديمي است به پسر دايي خوبم «محمدرضا»

به همان مناسبتي كه خودش مي‌داند.

 

3.

قلمم خفقان گرفته است.

بيستم فروردين امسال با قلبي آرام و دلي شاد و ضميري مطمئن به فضل پروردگار، به اداره‌ي امورات مهدكودكمان پرداختم.

اين مرتضا آويني كه ميگن ديگه كيه؟؟

 

4.

شيئان عجيبان، يكي من، يكي تو.

 

 

 

 

 

 

/ 15 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سموات

خيلی خوشحالم خيلی خيلی ! ممنونم از خدا وبعد حضرت صاحب و بعد امام وشهدا وآقا وبعد مسئولين موثر وبعد از همه ! امروز روز قدرت اسلام ورضايت اربابمان امام عصر عجل الله فرجه الشريف از ملت است!جای همه شهدا واماممان خالی!

مجيد عزيزي

سلام برادر. يخ کرديم. کاش ما هم يک پسردائی‌ای چيزی بوديم! خفقان و مهدکودم؟ پست مدرن شده ای برادر! اون‌وقت الآن شما از کی پرسيدی که مرتضا آوينی کيه؟! شفاف سازی کن برادر! ضمنا شما نميداند ما عواميم؟ اين‌گونه ميگويی نمي‌گيريم مطلب را دل‌مان مي‌ريزد پايين؟ منتظر بوديم امسال چيزی بگويی لااقل. تازه می‌خواستی شروع کنی به نوشتن که! ضمنا حلقوم ما آماده است کماکان. راوی رو هم که قابل نمي‌دونی. حق داری. ما دوست داريم. خيلی زياد. يا محمد

حسين شيرالی

سلام با اينکه نديدمتان و فقط تعريفتان را شنيده ام (عزيزی) باز هم می گويم : سلام و دوست دارم که ديداری هر چند کوتاه داشته باشيم............يا علی

رحيم

ای وللللل حميد خوب حالشششششو گرفتی مطمئنم که اين بابا به زنش نگفته که اين وبلاگو داره وگرنه اينارو پاک می کرد نهضت ادامه دارد.

سید علی ثاقب

سلام. البته بعد از خواندن همه کامنت‌ها تنها چيزی که (باز) به ذهن من می‌آيد اين شعر شريف است که: آنچه شيران را کند روبه مزاج...

سید علی ثاقب

حالا لااقل از محکوميت ما به خاطر کم‌کاری‌های چند ماهه قبل از اين حرف‌ها کم می‌شود وقتی قلمم شما خفقان بگيرد... به اين می‌گويند برداشت خودخواهانه از مشکل ديگران. يا حق

حميد

رحيم جان احتمالا اين مثلا سيدصالح وقتی که برای زنش نامه می نويسه اون مهر کذايی رو برای اينکه بگه ما هم کسی هستيم پای نامه اش می زنه . و اون وقته که تو بايد اون مهر کذايی تر رو که درست کرد يه جورهايی روی اون مهر کذايی مثلا سيد صالح بزنی . تا خون در رگ ماست ...

حاجی

خداحافظ ... مرتضی ... و ... ما.