اتم کربن60 و انتخابات

چند روز پیشتر از شبکه چهار سیما برنامه مستندی در مورد کشف اتم کربن60 پخش می شد که به علت موضوع پرداخت شده، ترکیب بندی ایده آل، تدوین هوشمندانه و سلیقه دلپذیری که در ساختش به خرج داده بودند، مثل بنده ای را که تقریبا از شیمی دوران دبیرستان چیزی به خاطرم نمانده است تا به انتها مجذوب خود کرد و کلی هم چیز یادمان داد!<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

داستان رقابت دو گروه فیزیکدان (یکی آمریکایی و دیگری اروپایی) در شناسایی طیف نوری کربن و یافتن توجیه مناسبی برای انرژی فوق العاده و غیر قابل انتظار ایروتوپ شماره 60 و ... بود. کاری به اصل ماجرا ندارم. نهایتا هر دو گروه به وجود اتم کربن 60 و کریستال توپ فوتبالی شکل آن پی می برند و برای تکمیل کار و ارائه نتایج به جامعه علمی و بردن جایزه نوبل (!) نیاز پیدا می کنند تا این اتم را در شرایط طبیعی و غیر آزمایشگاهی تهیه کنند. نکته ای که برای من در همه این برنامه جالب بود سرمایه گذاری و تلاش فوق العاده و پیچیده تیم آمریکایی در تجزیه ذرات دوده با استفاده از لیزرهای پیشرفته و کار مستمر و شبانه روزی آنها برای کشف این اتم بود. در مقابل، سرپرست گروه اروپایی که امید چندانی به موفقیت در برابر آمریکایی ها را نداشت دو نفر از دانشجویانش را مامور به ادامه تحقیقات می کند و این دو دانشجو به طور تصادفی با حل کردن دوده در بنزین و خشک کردن محلول حاصل، به سادگی اتم کربن60 را تهیه کرده، برنده جایزه نوبل شیمی می شوند!!

بماند که تا همینجای کار چقدر پیام و حرف نگفته و بی ربط با اصل داستان می توان از آن در آورد؛ اما وقتی داستان فیلم به اینجا می رسد، نظر سرپرست تیم اروپایی و برنده اصلی جایزه نوبل را درباره این موفقیت می شنویم. این دانشمند متواضع، ابتدا از اینکه یک فیزیکدان برنده جایزه نوبل شیمی شده است اظهار تعجب کرد و بعد با ساده و کم اهمیت جلوه دادن موفقیتشان، یادآوری کرد که آغاز این رقابت برای یافتن پاسخ سوال دیگری بوده است و آنها هنوز پاسخ سوال اصلی در مورد استفاده طیف اتم کربن را نیافته اند!

فیلم بلافاصله بعد از او به سراغ سرپرست تیم آمریکایی می رود و از او می خواهد نظر خود را درباره تلاشهای زیادی که کردند و نتیجه ای که حاصل رقیب شده است بگوید. جمله ای که پرفسور آمریکایی گفت مسبب نگارش این سطور گشت. جمله ای که شاید همواره به خاطر داشته باشم و در زندگی به کار ببندم:

به هر حال اگر ما قبل از اونها این رو کشف می کردیم که الان اونها اینقدر خوشحال نبودند!

اظهار رضایت از خوشحالی رقیب در رقابتی سالم و سازنده. ناخودآگاه به یاد سرلوحه دوم رضا امیرخانی، لاری حاجی مسگری و آقای رئیس جمهور!، افتادم. اخلاق برد و باخت. چیزی که در بین سیاسیون ما گوهر نایابی است. نمی خواستم وارد مباحث سیاسی شوم. ولی انتخابات نزدیک است و در روزهای پیشین، حضرات اصلاح طلبان، کما اینکه انتظار دیگری هم نمی شد از آنها داشت، نالایقی و سوء استفاده های خویش از فرصت مغتنمی که ملت یکبار به آنها داده بود را با هوچی گری و غوغا سالاری های معهود طایفه شان توجیه کرده و سعی در کتمان حقایقی دارند که امروز به لطف «ایران برای همه ایرانیان» و «آگاهی حق شماست» هر بچه مدرسه ای هم در این مملکت می داند.

یافتن راهکار درست و پاسخ صحیح برای حل مشکلات معیشتی مردم و رفع فقر، فساد و تبعیض، کار مشکلی نیست اگر صالح باشیم.

به کسانی رای خواهیم داد که متدین، کارآمد، دلسوز و شجاع باشند.

 

 

استفتاء از ره بر در مورد انتخابات

 

آیا شرکت در انتخابات، تنها یک مسئله حکومتی است؟ یا اینکه بعنوان یک تکلیف شرعی لازم است؟

 

شرکت در انتخابات، برای آحاد مردم انقلابی و وظیفه شناس ایران یک واجب شرعی و لازم است، تا دشمن بداند که جمهوری اسلامی ایران با عنایات الهی به برکت اسلام، ملت و پیروزیهای بدست آمده ، همچنان قدرتمند و با صلابت به راه خود ادامه خواهد داد.

 

 

متاسفانه با خبر شدیم برادر عزیزمان سلمان در غم از دست دادن یکی از نزدیکانش به سوگ نشسته است. ما نیز در غم او شریکیم. سلام علیکم بما صبرتم. الفاتحه

 

یاعلیش

/ 6 نظر / 17 بازدید
alireza

سلام .... ما نبوديم انگار خيلی اتفاقا اينجا افتاده...موفق باشی خيلی تميز شده!...اين متن آخری هم هنوز کامل نخوندم...اما حيفم اومد امکان اول بودن رو از دست بدم...می خونمش ان شاء الله قبل از اينکه دير بشه!...ياحق

محمدرضا

با صمدم ... نه سید ها کاری دارم نه با حاج حسین ... حکما آدم وقتی صفت های خدا را بپندارد شرک گفته ... کاش جای این همه اطمینان یه کم شک می کردی شاید چیزایی هست که نمی بینید ولی هست ... حکما وقتی عصبانی ام بهتر از این بلد نیستم مودبانه بنویسم

من یک هیچ کس می باشم

سلام...سيد من به يه شک رسيدم برات می نويسم ميل می کنم به در خونتون...يه چيزايی ديدم يه چيزايی شنيدم که بغض....بغض....واخوردگی سرخوردگی! چی بگم....يا علی مددی...

مهدي موعود!

به نام او که تو را آفرید تا برایم بهترین باشی... * امروز برای ظهور او چه کرده ایم ؟!؟!؟! * انتظار به امید آبی های وصال شرار شوقی است که شعله در خرمن نا امیدی می زند و آیینه ی آدینه را شراری است همیشگی آنگاه که شوق دیدار تاب انتظار را از کف دل می رباید... * برای ظهور کاری باید کرد از نوعی دیگر * بی صبرانه منتظر حضور سبزتان هستیم، در سایت مهدی موعود! * http://www.MahdiThePromised.com ضمنا با حضور در سایت آدرس وبلاگ خود و دیگر دوستانتان را نیز ثبت نمائید * یا علی مدد

alireza

سلام....اين همه زحمت کشيدب واسه وبلاگ خوب مطلبشم بزن مومن...داستانهای خوب به روز شد...ياحق