|
|
| اي شهيد! اي آنكه بر كرانه ازلي و ابدي وجود برنشستهاي، دستي برآر و ما قبرستاننشينان عادات سخيف را نيز از اين منجلاب بيرون كش |
|
|
|
|
|
|
|
||||
|
مسئله من اينجاست. ببينيد من حرف هايي که اينجا ها نوشته ام، مبتني بر يافته هايي مجرد از سينما و رمان و تکنولوژي و تمدن جديد واين طور چيزهاست. اين يافته ها مسلط بر اينهاست. يعني اگر مي بينيد اين عناوين اينجا نوشته شده، علتش اين است که روزگار ما روزگار اين گرفتاري هاست يعني ما الان به اين چيزها و به تمام محصولات و لوازم تمدن غرب مبتلاييم و بزرگترين مبارزه ما هم عبور از اينها و يا غلبه بر اينهاست. علت اينکه اين مباحث و عناوين را مطرح مي کردم، اين است که من يافته هايم را از طريق ديگري گير آورده ام، از طريق سينما که به دست نياورده ام فرض کنيد اين را شما بخوانيد و برويد سينما را ياد بگيريد. منتها اينها از جاي ديگري گرفته شده (و بعد آمده تحت عناويني) مثل سينما و رمان و... از خود اينها نمي شود به جايي رسيد، اگر آدم از خود اينها بخواهد به جايي برسد، مستغرق در اينها مي شود. گفتاری منتشر نشده از سید شهیدان اهل قلم |
![]() |
|||||
|
مرتضي و ما فرصتي بود براي انديشيدن.
ندايي براي به خود آمدن و يادآوري دوباره آن عهد ازلي که از فرزند آدم
ستانده اند. بدون شک همراهي در کشف حقيقت و تلاش براي بازيابي آن هويت
گمشده تکليفي است که هنرشناسان اهل درد از اداي آن بر خواهند آمد وهل من ناصر ينصرني؟ |
||||||
هر چه می خواهی طلب کن از شهنشاه نجف
منتی گر می کشی از مرد می باید کشید
کلیه حقوق
مادي و معنوي اين وبلاگ تحت الطاف خاصه آقا اميرالمومنين
وقف در راه خدا مي باشد
Copyright
© 2006 Mehreab
Central Desert Of IRAN! YAZD
1. جمع مشورتى قوى در زمينهى راهبردهاى كلان مورد نياز آقاى ضرغامى است. ايشان بايد با رياست خود و به مديريت خود يك جمع مشورتى براى راهبردهاى كلان داشته باشند كه مردمان هوشمندى بنشينند و قوى كار كنند. حالا البته ايشان اشاره كردند كه جمعهاى مشورتى در هر شبكه يا ظاهراً در هر بخشى هست، كه بسيار خوب است، ولى مجموع سازمان هم به نظر من به اين جمعها نياز دارد تا بتواند بهطور دايم پشتيبانى كند؛ اين هميشه مورد تأكيد من بوده است و از سابق هم من اين را به مديران قبلى مىگفتم. 2. چشمانداز، هدف ها و راهبردها را حداقل براى پنج سال تدوين كنيد. البته در خلال صحبت گفتند كه يك چيزى تدوين شده است. مشخص شود كه سرِ پنج سال به كجا مىخواهيم برسيم؛ قابل اندازهگيرى باشد. 3. به شدت توجه كنيد كه چهرهپردازىهاى منفى و ناصالح در صدا و سيما انجام نگيرد. من گاهى ديدهام انسانهايى كه هيچ ارزش عددى، علمى و هنرى ندارند، در صدا و سيما با پول مردم چهرهپردازى مىشوند. چرا؟ يك انسانى كه در رشتهى خودش - حالا من البته نمىخواهم خيلى مطلب را باز كنم - اينقدر انسان ارزشمندى نيست و انسان متوسطى است، او را بياورند و چند ساعت از وقت تلويزيون -دو ساعت يا يك ساعت- را به زندگى او، به خانوادهى او، به گذشتهى سرتا پا كمارزش او مصروف كنند؛ چرا؟ بهنظرمن علاوه بر اينكه اين «چرا» وجود دارد، «منفى» هم است. خوب، اين الگوسازى است؛ ما چه كسى را مىخواهيم الگوى اين جوانها قرار بدهيم؟ اينطور آدمهايى را؟! 4. يك تذكر مهم، وقتگذارى مديران و نپرداختن به كارهاى ديگر است. من خواهش مىكنم مديران صدا و سيما همان كارى را كه الان در صدا و سيما دارند، مهمترين كار بدانند و بهكار ديگرى نپردازيد؛ اين مهمترين كار شماست. پرداختن بهكار ديگر، شما را از هر دو كار باز مىدارد. من يك وقتى در شوراى عالى انقلاب فرهنگى، زمان رياستجمهورى، جملهيى را از كتاب سياستنامهى خواجهنظامالملك نقل كردم...اين است: زنهار! مردى را دو كار مفرما؛ مردى و كارى. يك مرد، يك كار. راست مىگويد. حالا خودِ خواجه نظامالملك ده تا كار داشته! ولى به قول سعدى: جز به خردمند مفرما عمل گرچه عمل كار خردمند نيست خردمند مديريت مىكند؛ عمل را به عهدهى ديگران مىگذارد. بههرحال، مردى و كارى. به اين كار اهميت بدهيد؛ اين كار خيلى مهم است. 5. يك مسألهى ديگر، سبك و چالاك كردن حوزهى ستادى است. حالا كه ايشان گفتند، بيست و هفت هزار و خردهيى همكار، من ناگهان تكان خوردم. خيلى سازمان گسترده است. يكخرده سازمان، بخصوص حوزههاى ستادى، را جمعوجور كنيد؛ چالاك كنيد، كوچك كنيد؛ اين خيلى مهم است. معلوم است كه وقتى اينطور است، شما بودجهى جارىتان چقدر مىشود، تا حالا برسيد به مشكلات بودجهيى ديگر كه مطرح كردند.
