|
|
| اي شهيد! اي آنكه بر كرانه ازلي و ابدي وجود برنشستهاي، دستي برآر و ما قبرستاننشينان عادات سخيف را نيز از اين منجلاب بيرون كش |
|
|
|
|
|
|
|
||||
|
مسئله من اينجاست. ببينيد من حرف هايي که اينجا ها نوشته ام، مبتني بر يافته هايي مجرد از سينما و رمان و تکنولوژي و تمدن جديد واين طور چيزهاست. اين يافته ها مسلط بر اينهاست. يعني اگر مي بينيد اين عناوين اينجا نوشته شده، علتش اين است که روزگار ما روزگار اين گرفتاري هاست يعني ما الان به اين چيزها و به تمام محصولات و لوازم تمدن غرب مبتلاييم و بزرگترين مبارزه ما هم عبور از اينها و يا غلبه بر اينهاست. علت اينکه اين مباحث و عناوين را مطرح مي کردم، اين است که من يافته هايم را از طريق ديگري گير آورده ام، از طريق سينما که به دست نياورده ام فرض کنيد اين را شما بخوانيد و برويد سينما را ياد بگيريد. منتها اينها از جاي ديگري گرفته شده (و بعد آمده تحت عناويني) مثل سينما و رمان و... از خود اينها نمي شود به جايي رسيد، اگر آدم از خود اينها بخواهد به جايي برسد، مستغرق در اينها مي شود. گفتاری منتشر نشده از سید شهیدان اهل قلم |
![]() |
|||||
|
مرتضي و ما فرصتي بود براي انديشيدن.
ندايي براي به خود آمدن و يادآوري دوباره آن عهد ازلي که از فرزند آدم
ستانده اند. بدون شک همراهي در کشف حقيقت و تلاش براي بازيابي آن هويت
گمشده تکليفي است که هنرشناسان اهل درد از اداي آن بر خواهند آمد وهل من ناصر ينصرني؟ |
||||||
هر چه می خواهی طلب کن از شهنشاه نجف
منتی گر می کشی از مرد می باید کشید
کلیه حقوق
مادي و معنوي اين وبلاگ تحت الطاف خاصه آقا اميرالمومنين
وقف در راه خدا مي باشد
Copyright
© 2006 Mehreab
Central Desert Of IRAN! YAZD
بازهم اول مهر آمده بود و معلم آرام اسم ها را مي خواند اصغر پورحسين ؟ پاسخ آمد حاضر! قاسم هاشميان ؟ پاسخ آمد حاضر! اکبر ليلازاد؟ پاسخش را کسی از جمع نداد بارديگر هم خواند: اکبر ليلازاد؟ پاسخش را کسی از جمع نداد همه ساکت بوديم جای او اينجا بود اينک اما تنها يک سبد لاله سرخ در کنار ما بود لحظه ای بعد معلم سبد گل را ديد شانه هايش لرزيد ناگهان در دل خود زمزمه ای حس کرديم غنچه ای در دل ما می جوشيد گل فرياد شکفت همه پاسخ داديم : حاضر ! ما همه اکبر ليلازاديم! فوق العاده: در دانشگاه علم و صنعت چه می گذرد؟ تصاویر تکان دهنده از حمله وحشیانه به دفتر بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت
