اي شهيد! اي آنكه بر كرانه ازلي و ابدي وجود برنشسته‌اي، دستي برآر و ما قبرستان‌نشينان عادات سخيف را نيز از اين منجلاب بيرون كش

آدم اگر آدم شد، عالم عالم می شود. آدم اگر آدم شد، عالم آدم می شود. آدم اگر آدم شد، آدم عالم می شود. آدم اگر عالم شد، عالم عالم می شود. آدم اگر عالم شد، عالم آدم می شود. آدم اگر آدم شد، آدم آدم می شود. عالم اگر آدم شد، آدم آدم می شود. عالم اگر عالم شد، آدم عالم می شود. عالم اگر عالم شد، عالم آدم می شود. عالم اگر عالم شد، عالم عالم می شود

 

◊◊◊◊

مروري بر مطالب نوشته شده
از اردي‌بهشت 82 تا اردي‌بهشت 85


◊◊◊◊

مجموعه‌ي كامل صداهاي زمينه‌ي اين صفحه

◊◊◊◊




 
 

این خانه، هيچ‌گاه قرار نبود خانه‌ي تعلقات نگارنده باشد

شاید در زمان فعاليتش بیشتر جولانگاه دغدغه‌های ذهنی و مشغولیت‌های فکری‌ام بوده‌‌است. چیزی فراتر از یک وبلاگ ساده، بیشتر از خاطرات روزانه و تلومات نفسانی
...
ما همواره مي‌دانستيم و می‌دانیم که در این وبلاگشهر بی‌انتها، براي «مقبول بودن» باید به قواعد خاص وبلاگ‌نویسی تن در داد. اما در اینجا اغلب فراتر از «مقبول‌بودن» به «مطلوب بودن» انديشيده‌ايم و در پايان دوره‌اي سه‌ساله از فعاليت، به دنبال قالب‌ها و شيوه‌‌هاي مطلوب ديگر مي‌گرديم

طاووس را به نقش و نگاري كه هست خلق
تحسين كنند و او خجل از پاي زشت خويش


ياعليش
سيدصالح‌‌نوري
به
ار85

 

 

◊◊◊◊

فعاليت اين وبلاگ به علت پاره‌اي مشكلات شخصي، سه سال متوقف شده بود. ولي به ياري خدا از فروردين ماه 88 نام مرتضي و ما در خانه‌اي جديد
زنده خواهد بود.
البته آرشيو صدو ده نوشته‌ي سال هاي قبل اين خانه، همچنان در همين آدرس در دسترس مي‌باشد.
◊◊◊◊
ارتباط پستي مستقيم
◊◊◊◊

 

 

مسئله من اينجاست. ببينيد من حرف هايي که اينجا ها نوشته ام، مبتني بر يافته هايي مجرد از سينما و رمان و تکنولوژي و تمدن جديد واين طور چيزهاست. اين يافته ها مسلط بر اينهاست. يعني اگر مي بينيد اين عناوين اينجا نوشته شده، علتش اين است که روزگار ما روزگار اين گرفتاري هاست يعني ما الان به اين چيزها و به تمام محصولات و لوازم تمدن غرب مبتلاييم و بزرگترين مبارزه ما هم عبور از اينها و يا غلبه بر اينهاست. علت اينکه اين مباحث و عناوين را مطرح مي کردم، اين است که من يافته هايم را از طريق ديگري گير آورده ام، از طريق سينما که به دست نياورده ام فرض کنيد اين را شما بخوانيد و برويد سينما را ياد بگيريد. منتها اينها از جاي ديگري گرفته شده (و بعد آمده تحت عناويني) مثل سينما و رمان و... از خود اينها نمي شود به جايي رسيد، اگر آدم از خود اينها بخواهد به جايي برسد، مستغرق در اينها مي شود.

 گفتاری منتشر نشده از سید شهیدان اهل قلم

مرتضي و ما فرصتي بود براي انديشيدن. ندايي براي به خود آمدن و يادآوري دوباره آن عهد ازلي که از فرزند آدم ستانده اند. بدون شک همراهي در کشف حقيقت و تلاش براي بازيابي آن هويت گمشده تکليفي است که هنرشناسان اهل درد از اداي آن بر خواهند آمد
وهل من ناصر ينصرني؟

هر چه می خواهی طلب کن از شهنشاه نجف      منتی گر می کشی از مرد می باید کشید
کلیه حقوق مادي و معنوي اين وبلاگ تحت الطاف خاصه آقا اميرالمومنين وقف در راه خدا مي باشد

Copyright © 2006 Mehreab
Central Desert Of IRAN! YAZD

چند روز پیشتر از شبکه چهار سیما برنامه مستندی در مورد کشف اتم کربن60 پخش می شد که به علت موضوع پرداخت شده، ترکیب بندی ایده آل، تدوین هوشمندانه و سلیقه دلپذیری که در ساختش به خرج داده بودند، مثل بنده ای را که تقریبا از شیمی دوران دبیرستان چیزی به خاطرم نمانده است تا به انتها مجذوب خود کرد و کلی هم چیز یادمان داد!

داستان رقابت دو گروه فیزیکدان (یکی آمریکایی و دیگری اروپایی) در شناسایی طیف نوری کربن و یافتن توجیه مناسبی برای انرژی فوق العاده و غیر قابل انتظار ایروتوپ شماره 60 و ... بود. کاری به اصل ماجرا ندارم. نهایتا هر دو گروه به وجود اتم کربن 60 و کریستال توپ فوتبالی شکل آن پی می برند و برای تکمیل کار و ارائه نتایج به جامعه علمی و بردن جایزه نوبل (!) نیاز پیدا می کنند تا این اتم را در شرایط طبیعی و غیر آزمایشگاهی تهیه کنند. نکته ای که برای من در همه این برنامه جالب بود سرمایه گذاری و تلاش فوق العاده و پیچیده تیم آمریکایی در تجزیه ذرات دوده با استفاده از لیزرهای پیشرفته و کار مستمر و شبانه روزی آنها برای کشف این اتم بود. در مقابل، سرپرست گروه اروپایی که امید چندانی به موفقیت در برابر آمریکایی ها را نداشت دو نفر از دانشجویانش را مامور به ادامه تحقیقات می کند و این دو دانشجو به طور تصادفی با حل کردن دوده در بنزین و خشک کردن محلول حاصل، به سادگی اتم کربن60 را تهیه کرده، برنده جایزه نوبل شیمی می شوند!!

بماند که تا همینجای کار چقدر پیام و حرف نگفته و بی ربط با اصل داستان می توان از آن در آورد؛ اما وقتی داستان فیلم به اینجا می رسد، نظر سرپرست تیم اروپایی و برنده اصلی جایزه نوبل را درباره این موفقیت می شنویم. این دانشمند متواضع، ابتدا از اینکه یک فیزیکدان برنده جایزه نوبل شیمی شده است اظهار تعجب کرد و بعد با ساده و کم اهمیت جلوه دادن موفقیتشان، یادآوری کرد که آغاز این رقابت برای یافتن پاسخ سوال دیگری بوده است و آنها هنوز پاسخ سوال اصلی در مورد استفاده طیف اتم کربن را نیافته اند!

فیلم بلافاصله بعد از او به سراغ سرپرست تیم آمریکایی می رود و از او می خواهد نظر خود را درباره تلاشهای زیادی که کردند و نتیجه ای که حاصل رقیب شده است بگوید. جمله ای که پرفسور آمریکایی گفت مسبب نگارش این سطور گشت. جمله ای که شاید همواره به خاطر داشته باشم و در زندگی به کار ببندم:

به هر حال اگر ما قبل از اونها این رو کشف می کردیم که الان اونها اینقدر خوشحال نبودند!

اظهار رضایت از خوشحالی رقیب در رقابتی سالم و سازنده. ناخودآگاه به یاد سرلوحه دوم رضا امیرخانی، لاری حاجی مسگری و آقای رئیس جمهور!، افتادم. اخلاق برد و باخت. چیزی که در بین سیاسیون ما گوهر نایابی است. نمی خواستم وارد مباحث سیاسی شوم. ولی انتخابات نزدیک است و در روزهای پیشین، حضرات اصلاح طلبان، کما اینکه انتظار دیگری هم نمی شد از آنها داشت، نالایقی و سوء استفاده های خویش از فرصت مغتنمی که ملت یکبار به آنها داده بود را با هوچی گری و غوغا سالاری های معهود طایفه شان توجیه کرده و سعی در کتمان حقایقی دارند که امروز به لطف «ایران برای همه ایرانیان» و «آگاهی حق شماست» هر بچه مدرسه ای هم در این مملکت می داند.

یافتن راهکار درست و پاسخ صحیح برای حل مشکلات معیشتی مردم و رفع فقر، فساد و تبعیض، کار مشکلی نیست اگر صالح باشیم.

به کسانی رای خواهیم داد که متدین، کارآمد، دلسوز و شجاع باشند.

 

 


استفتاء از ره بر در مورد انتخابات

 

آیا شرکت در انتخابات، تنها یک مسئله حکومتی است؟ یا اینکه بعنوان یک تکلیف شرعی لازم است؟

 

شرکت در انتخابات، برای آحاد مردم انقلابی و وظیفه شناس ایران یک واجب شرعی و لازم است، تا دشمن بداند که جمهوری اسلامی ایران با عنایات الهی به برکت اسلام، ملت و پیروزیهای بدست آمده ، همچنان قدرتمند و با صلابت به راه خود ادامه خواهد داد.

 

 


متاسفانه با خبر شدیم برادر عزیزمان سلمان در غم از دست دادن یکی از نزدیکانش به سوگ نشسته است. ما نیز در غم او شریکیم. سلام علیکم بما صبرتم. الفاتحه

 

یاعلیش